چشم های شورشی ات کافی است ...

چشم های شورشی ات کافی است ...

تا دست به هرج و مرج بزند ،

و در " دلم " ...

که بی ثبات ترین منطقه جهان است ،

و هرلحظه سقوط اش حتمی ...

" تو " را ،

به حاکمیت مطلق برساند .

 

زهرا طراوتی

قشنگ ترین سقوط دنیاست ...

 

قشنگ ترین سقوط دنیاست ...

بوسه های ِ تو ،

در چال ِ ...

گونه های ِ من .

 

زهرا طراوتی

آن قدر برایت حرف دارم ...

 

آن قدر برایت حرف دارم ...

که می توانم ،

جای خالی ات را ...

 با هزار نامه پر کنم .

 

طراوت باران 

آغوشت ...

 

آغوشت ...

هر چهار فصل ،

" تابستان "  است .

 

زهرا طراوتی

گناه نکرده تعزیر می شوم ...

 

گناه نکرده ، تعزیر می شوم ...

حال آنکه تو ،

با هزار شیشه ی شراب در چشمانت ...

آزادانه در شهر قدم می زنی .

 

رضا کاظمی

با آن دو چشم عسلی ...

 

با آن دو چشم عسلی ...

دست و پای کندو کندو زنبور را ،

بسته ای ...

از پشت .

 

شیون نوری

حس مشترکی داریم ...

 

حس مشترکی داریم ...

من ،

و تک درخت کنار جاده .

 

غلامی

سایه ها عاشق ترند ...

 سایه ها عاشق ترند ...

من ،

رو به روی تو می ایستم ...

سایه ام ،

به پای تو می افتد .

 

احسان پرسا

هر وقت به جنگ تو آمدم ...

 

هر وقت به جنگ تو آمدم ...

آغوشت را باز کنی ،

شکست می خورم .

 

زهرا طراوتی

و دو باره مرا رنگ کن

برگرد ...

و دو باره مرا رنگ کن ،

می روی ...

دنیایم ،

سیاه و سفید می شود .

 

زهرا طراوتی

با تو قد می کشم ...

با تو قد می کشم ...

هر روز ،

آن قدر که ...

پایم از گلیم ام ،

درازتر شده است !

 

زهرا طراوتی

تولدم را جشن می گیرم ...

 

تولدم را جشن می گیرم ...

هر صبح ،

که از آغوش تو ...

به دنیا می آیم .

 

زهرا طراوتی

غم نویس نیستم ...

 

غم نویس نیستم ...

فقط گاه و بی گاه ،

هوای دلم را مکتوب می کنم .

شعر از سرم دود می شود ...

 

شعر از سرم دود می شود ...

هر شب که ،

اسمت را ...

پُک می زنم .

 

زهرا طراوتی

مُرده ام ...

 
مُرده ام ...

فقط ،

سایه ام زیر بار نمی رود .

 

طراوت باران 

هرچه هستی باش ...

 

هرچه هستی باش ،

اما کاش ...

 

نه … جز این آرزویم نیست ،

هرچه هستی باش ...

اما باش .

بوی تو ...

بوی تو ...

پر می کشد تا من ،

بوی تو ...

دست می‌شود ،

حلقه بر گردنم .

 

کامران فریدی

جانم به لبم رسید ...

 

جانم به لبم رسید ...

بوسه هایت ،

نه !

 

زهرا طراوتی


جاذبه را من کشف کرده ام ...

 

جاذبه را من کشف کرده ام ...

وقتی یادت ،

درخت دلم را تکان می داد ...

و شعری بر دفترم می افتاد !

 

زهرا طراوتی

مداد رنگی ها ...

 

مداد رنگی ها ...

روسفید می شوند پیش تو ،

هربار که ...

رنگ عوض می کنی !

 

زهرا طراوتی

چمدان کوچکت جا نداشت ...

 

چمدان کوچکت جا نداشت ...

و گرنه ،

خواب هایت را هم می بردی !

 

زهرا طراوتی

هر دو جا مانده ایم ...

 

هر دو جا مانده ایم ...

تو در دل من ،

من از دل تو .

 


زهرا طراوتی

اما تو ...

 

به همه گفته ام ...

دست به دلم نگذارند ،

اما تو ...

فرق می کنی .

 

نسرین . ز

حکمم را " انفرادی " بریده اند ...

 

حکمم را " انفرادی " بریده اند ...

جرمم سنگین است ،

می گویند ...

در همه شعرهایم ،

مرتکب " تو " شده ام !

 

زهرا طراوتی

از هیچ جنگی نمی هراسم ...

 

از هیچ جنگی نمی هراسم ...

وقتی ،

در آغوش تو سنگر گرفته ام !

 

زهرا طراوتی

" شعر "  آرامم نمی کند

 

اخیرا فهمیده ام ...

" شعر "  آرامم نمی کند ؛

رامم می کند .

 

طراوت باران 

حواست را جمع نکن ...

 

حواست را جمع نکن ...

 

تقسیم کن ،

شاید سهمی هم ...

به من برسد .

 

طراوت باران 

مثل شاعری که

 

غمگینم ...

مثل شاعری که ،

دوستت دارم هایش را ...

در پستوی شعرهایش ،

پنهان می کند .

 

طراوت باران 

برنده تویی ...

 

برنده تویی ...

من دست هایم را ،

به نشانه تسلیم بالا برده ام ...

نه پیروزی .

 

قادر تقی زاده

هوای دلم ...

 
هوای دلم ...

همیشه ابری است ،

چرا کمی ...

آفتابی نمی شوی ؟

 

طراوت باران