هزار حرف نگفته ی من ...
هزار حرف نگفته ی من ...
به هزار چشم تو ... در ،
دیوار به دیوار که بودیم ...
نگاه از پنجره بر نمی داشتیم ،
امان از پرده هایی که ...
کنار نمی رفت .
سحر لطفی
هزار حرف نگفته ی من ...
به هزار چشم تو ... در ،
دیوار به دیوار که بودیم ...
نگاه از پنجره بر نمی داشتیم ،
امان از پرده هایی که ...
کنار نمی رفت .
سحر لطفی
تو رنگ میدهی ...
به لباسی که میپوشی ،
بو میدهی به عطری که میزنی ...
معنی میبخشی ،
به کلمههای بیربطی که ...
شعرهای من میشوند .
ساره دستاران
آن قدر سکوت کن ...
تا لب هایت ،
پر شود از حرف های نگفته .
ارمیـــــــــا برزین
آنقدر نبوده اي ...
كه جاي خالي ات ،
از خودت قد كشيده تر شده است ،
برنگرد ...
ديگر هم قد نبودنت نيستي !
گفته اند روز مَحــشَر ...
بـآ کَسـی که دوستَش داری ،
مَحشــور خواهی شــُد ...
چـِقـَدر برای تمـآم شُدن دنیــآ بی تابم .
زندگی جریـآن دارد ...
حتــّی در جوهرِ خودکـآرَم ،
که تنهـآ بلَد است ...
نـآم ِ " تـــو " را بنویسد .
ما آب را ...
براي گريستن ،
نوشيده ايم .
عليرضا روشن
خبر تازه ای نیست ...
مادرم شاعر غمگینی بود ،
مرا که از شیر گرفت ...
به شعر سپرد .
حسن اسماعیل زاده
وقتی تو نیستی ...
نه هست هایِ ما چونان که بایدند ،
نه باید ها ...
هر روز بی تو ،
روز مباداست !
وقتی عطر تنت را می خواهم ...
به باد هم التماس می کنم !
خدا که جای خود دارد .
شهر ...
در انتظار شب است بانو ،
گل سرت را ...
باز کن .
ناصر رعیت نواز
دیشب باغچه بویِ تُرا می داد ...
غلط نکُنم ؛
شمعدانی داشت ...
خوابِ تو را می دید !
هادی قنبرزاده
شک ندارم ...
ماه را ،
دلتنگی من ...
کامل کرده است .
ساره دستاران
بگذار نباشم ...
حالا که بودنم ،
پر از بوی پاییز است .
بخند ...
بسوزان تمامی مرا ،
دارد سرد می شود ...
حریق تنم .
مهتاب رفیعی
غروب ...
سهم من ،
از آسمان این شهر است ...
مرا به روشن این روزها ،
امیدی نیست !
فهیمه حسین زاده
این قند ...
حل نمی شود در استکان چای ،
بیهوده هم نزن ...
به نگاهت دل مرا !
فهیمه حسین زاده
قاب تنهایی ام را ...
به عکس تو آویخته ام ،
لبخند بزن .
ارمیا برزین
اسم تو را که می آورم ...
غرق می شوی ،
در بغض ...
ترکیده ام .
ارمیـــــــــا برزین
ماه ...
برکه ای است در آسمان ،
که عکس تو ...
در آن افتاده .
احسان پرسا
سقوط پایان راه است ...
اگر لبه ی پرتگاه ،
چشمان تو باشد !
سمیرا سلیمانی
جهان پر از اتفاق است ...
و انتخاب ها ،
بر پاشنه ی اتفاق ها می چرخند ...
فقط تویی که انتخاب کرده ای ،
اتفاقی هم ...
اتفاق نیفتی .
زهرا طراوتی
من که دریا از سرم گذشت ...
نگران تو هستم ،
آخر کار ...
آویزان شعری می شوی که :
" چقدر زود دیر می شود "
قیصر امین پور
از دویدن دست کشیده ام ...
نه اینکه خسته باشم ،
نه !
این جا هر روز ...
پل های زیادی می شکند .
سمیرا سلیمانی
پیام تسلیتی است ...
گل های باغچه ،
در نبود تو .
فهیمه حسین زاده
می برد ...
دست هایم را باد ،
آن جا که تو ...
ریشه داری .
فهیمه حسین زاده
زير بيد مجنون خاكم كنيد ...
بايد بدانم ،
اين عشق...
از كجا آب مي خورد ؟
رضا محبي راد
مي دانم ، نمي آيي !
پنجره ها ...
بي پرده با من حرف مي زنند .
رضا محبي راد
جز اینکه ...
به اندازه ی تمامی عاشقانه های دنیا ،
دوستت داشته باشم ...
کاری از دستم بر نمی اید .