کاش این دنیا هم مثل جعبه ی موسیقی بود ...
کاش این دنیا هم مثل جعبه ی موسیقی بود ...
همه ی صداها آهنگ بود ،
و همه ی حرف ها ترانه .
دل شدگان ، علی حاتمی ، 1370
کاش این دنیا هم مثل جعبه ی موسیقی بود ...
همه ی صداها آهنگ بود ،
و همه ی حرف ها ترانه .
دل شدگان ، علی حاتمی ، 1370
در پشت پرچین خیال من ...
درخت یاد توست ،
که هر روز ...
قد می کشد و بلند می شود .
نسیم سحری
در بــــــــند تو ...
آزاد تریـــــــــــنم .
نسیم سحری
اگر کفش هایت بند دار بود ...
چند لحظه بیشتر کنارم می ماندی ،
زندگی کمی زیبا تر می شد .
نازنین یداللهی
سهم من از این دنیا ...
پنجره ای است ،
که هر روز ...
رو به سوی خدا باز می شود !
با اندکی تغییر ضمن پوزش
سیروس ذکایی
سال هاست نبودنت ...
در شب های پاییز ،
یک ساعت زودتر شروع می شود .
ناصر رعیت نواز
تا به آغوش من از تابش خورشید گریزی
کاش یک روز ، تنم سایه ی دیوار تو می شد
سیمین بهبهانی
کارد را خواهد برید ...
استخوان ِ در گلو نشسته ام .
جواد غلامرضایی
هرشب به زور گریه ...
و یک بسته قرص خواب ،
تمرین مرگ می کنم ...
اما نمی شود .
مسعود دیدگر
امشب بساط داریم ...
من گریه هایم را می آورم ،
تو شانه هایت را .
نیما هوشمند
مگر چندبار به دنیا آمده ایم ...
که این همه ،
می میریم ؟
گروس عبدالملکیان
زیر این آسمان ابری ...
به معنای نامش فکر می کند ،
گل آفتابگردان .
گروس عبدالملکیان
سال هاست رفته ای و من ...
هنوز به خودم می لرزم ،
درست مثل شاخه ای که چند لحظه قبل ...
پرنده اش پریده باشد !
رضا کاظمی
زیاد مُردم ...
برای کمی زندگی کردن ،
در کنار ِ تو .
یغما گلرویی
خدایا ...
تمام خنده های تلخ امروزم را می دهم ،
یکی از گریه های شیرین کودکی ام را ...
پس بده !
بی تو تخت خواب ...
تخت بی خوابی است .
سیگارم را در قاب پنجره می تکانم ...
بی هیچ واهمه ای ،
زیرا که جهان ...
زیرسیگاری ِ من است .
حسین پناهی
تو خوبی ...
و این ،
همه ی اعتراف هاست .
احمد شاملو
از ندیدنت هی میمیرم ...
به امید دیدنت ،
هی نو به نو ...
زنده میشوم .
عباس معروفی
عجیب هوس کرده ام ...
سقفی بالای سرم باشد ،
و من قند در دلم آب شود ...
که یکی هست ،
که تمام شب پا به پای من ...
چکه می کند .
سمانه سوادی
اصلاً نه تو ، نه من ...
تقصیر هیچ کس نبود ،
از خوبی تو بود ...
که من بد شدم !
قیصر امین پور
( با اندکی تغییر ضمن پوزش )
ای کاش ...
یکی بیاید ،
که وقت رفتن ...
نرود .
سید علی صالحی
کسی به شیشه ی پنجره ...
کاغذی نچسبانده بود ؛
که این " ماه " فروشی نیست ...
از کجا باید می دانستم ،
که این " ماه " را ...
نباید عاشق شد !؟
ف الف ض لام
باید از یک جا ...
شروع کنم به تمام کردنت ،
اول از همه ...
پایت را از شعر هایم قطع می کنم ،
بعد ...
دستت را از سرم بر می دارم .
ف الف ض لام
یک روز ...
رفتم از دوست داشتنت ،
دست بردارم ...
هنوز بر نگشته ام .
ف الف ض لام
در سینه ام ...
ماندگاری این زخم ها حتمی است ،
نیش عقربه هایی که ...
به سرعت از تو ،
دورم می کنند .
هوشنگ رئوف
بعد از ما ...
چه کسی ،
حضانت آرزوهای مشترکمان را ...
بر عهده خواهد گرفت ؟
بهار منصوری
چیز بدی نیست جنگ ...
شکست می خورم ،
اشغالم می کنی .
شمس لنگرودی
شلیک هر گلوله ...
خشمی است ،
که از تفنگ کم می شود .
سینه ام را آماده کرده ام ...
تا تو مهربان تر شوی .
گروس عبدالملکیان