گوسفند که باشی ...
گوسفند که باشی ...
تمام دنیا قصاب می شوند .
امین منصوری
گوسفند که باشی ...
تمام دنیا قصاب می شوند .
امین منصوری
سخت است ...
شاخه ی خشک درختی باشی ،
که زیر پایش ...
علف سبز می شود .
یاور مهدی پور
یکی خاطراتش را دود می کند ...
یکی دل تنگی هایش را ،
و دیگری خودش را ...
بی آن که - حتی - ،
سیگاری آتش زده باشد !
نسترن وثوقی
هزار سال پیرتر شده ام ...
نمی دانم بوسه ی تو مرا هزار ساله کرد ؟
یا زمین ...
هزار بار بیشتر به دور خورشید گشته است ؟
بیژن جلالی
نامت را به من بگو ...
دستت را به من بده ،
حرفت را به من بگو ...
قلبت را به من بده ،
من ریشه های تو را دریافتهام ...
با لبانت برای همه لب ها سخن گفتهام ،
و دستهایت با دستان من آشناست .
احمد شاملو
نگذار دیگران نام تو را بدانند ...
همین زلال چشمانت ،
برای پچ پچ هزار ساله آنان ...
کافی است .
احمد شاملو
بت هایم را می شکنم ...
تا فرش کنم ،
بر راهی که تو از آن می گذری ...
برای شنیدن ساز و سرود من .
احمد شاملو
حرف برایِ گفتن زیاد بود ...
وقت کم ،
بوسیدمت !
سمانه سوادی
مي دانم ، نمي آيي ...
پنجره ها ،
بي پرده با من حرف مي زنند .
رضا محبي راد
از قدمهای تو شروع میشود پاییز ...
وقتی کفشهایت را ،
پشت به در جُفت میکنی !
رضا کاظمی
نامه هایت را ...
بی نشان به بـاد بده ،
خـــــــــــــانه ام بر بـــــــــــــــاد است .
رضا کاظمی
(با اندکی تغییر ضمن پوزش )
عمر من دیگر ...
قد نمی کشد ،
بگو سفرت ...
کوتاه بیاید .
احسان پرسا
من ندانم که کیام ؟
من فقط میدانم ...
که تویی ،
شاه بیتِ غزلِ زندگیام .
حمید مصدق
شاخه ی درختی است ،
پشت پنجره ام ...
گاهی لباس برگ می پوشد ،
گاهی لباس برف ...
اما همیشه هست .
رضا کاظمی
آنقدر بر شیشه های بخار گرفته شهر ...
حرف اول نام تو را نوشته ام ،
دیگر مردم شهر می دانند ...
نام زیبای تو با کدام حرف شروع می شود !
خاطراتت ...
عمر نوح دارد ،
و من ...
صبر ایوب !
زهرا طراوتی
به هرکه بود ...
و به هرجا که بود ،
و هرچه که بود ...
رجوع کردی ،
الا دلت که قطبنماست !
شفیعی کدکنی