عشق یعنی ...
عشق یعنی ...
یکی بود ،
یکی نابود .
عشق یعنی ...
یکی بود ،
یکی نابود .
بیآن که بوی تو مستم کند ...
تا ده میشمارم ،
انگشتانم گرد کمرگاه مدادم تاب میخورند ...
و ترانهای متولد میشود ،
که زادهی دستهای توست ...
شاعرم ،
به از تو سرودن معتادم .
شمس لنگرودی
یک بوسه ...
- یک نگاه حتی حرامم باد -
اگر تو عاشق من نباشی .
احمد شاملو
پیراهنت را دوست دارم ...
وقتی مرا ،
هم به دوزخ می برد ...
هم به بهشت .
زهرا طراوتی
من ابرم ...
تو گل یخ ،
وقتی می گریم ...
تو می خندی .
احمد فولادی
من چگونه بی تو نگیرد دلم ...
اینجا که ساعت و ،
آیینه و هوا ...
به تو معتادند ؟
حسین منزوی
گوش هایت را بگیر ...
صدای سکوتم ،
آزرده ات می کند .
غلامرضا نمازی
امیدوار باش ...
نرگس ،
به هواداری چشمان منتظر ...
خواهد شکفت .
سید مخمد سلامی پور
تمام نگاهم را گره زده ام ...
به چهار چوب پنجره ی خانه ام ،
تو که بیایی ...
همه ی بغض ها وا می شود .
دانیال رحمانیان
دوست داشتن تو ...
گفتنی نیست ،
تماشایی است ...
دستهایم شاهدند .
عباس معروفی
افتادن ...
فینفسه دردناک است !
به یادت افتادن ...
دردناکتر ،
از یادت افتادن ...
دردناکترین .
غمانگیز است پاییز ...
و غمانگیزتر ،
وقتی تو باشی وُ ...
من برگها را با خیالت ،
تنها قدم بزنم .
رضا کاظمی
آه از اين قلب ...
كه جز درد ،
در آن چيزي نيست .
نادر ابراهیمی
به یاد تو پلك می زند پنجره ...
تنها ،
نقشی از یادت ...
در تاروپود این پرده ،
مانده است .
سید محمد سلامی پور
من دلم برای آن شب قشنگ ...
من دلم برای جادهای که عاشقانه بود ،
آن سیاهی و سکوت ...
چشمک ستارههای دور ،
من دلم برای «او» گرفته است .
محمدرضا عبدالملکیان
برف می بارد ...
همه خوشحال اند ،
من غمگین ...
رد پاهایت را ،
دارد میپوشاند برف .
رضا کاظمی
به پایِ هم ...
پیر شدیم ،
من ...
و خیال تو !
حمید امجدی
منم ...
پر افتادهي پرندهاي كه ،
پرواز كرده است .
عليرضا روشن
پیله کرده ام به تو ...
نمی دانی ،
پروانه شدن در آغوشت ...
چه عالمی دارد .
مینا معمار طلوعی