یــه دوسـتـت دارم هـایی هـست ...

 

یــه دوسـتـت دارم هـایی هـست ...

میـدونی دروغـه ها !

ولـی قـلـبـت واسـه بـاور کـردنـش ...

بـه عـقـلت الـتمـاس مـی کـنـه .

دلتنگ که شدی ...

دلتنگ که شدی ...

برای دو نفر چای بریز ،

سهم خودت را بنوش ...

و بگذار سهم من ،

به عادت همیشگی اش ...

از دهن بیفتد !

 

محمدمسعود کرمی

شعر صدای نفس های توست ...

 

شعر صدای نفس های توست ...

وقتی ،

سر بر سینه ام می گذاری .

دیگر نگران داس ها نیستم !

 

خوبم ...

درست مثل مزرعه ای که ،

محصولش را ملخ ها خورده اند ...

دیگر نگران داس ها نیستم !

 

فریبا عرب نیا

 

کجای گیتی را فتح کنم ...

 

کجای گیتی را فتح کنم ...

تا قلبت به نامم شود ؟

پر از باروتم !

 

برایم سیگاری آتش بزن ...

میان لب هایم بگذار ،

و دور شو ...

پر از باروتم !

 

رضا کاظمی

شیرین ترین گناه منی ...

 

شیرین ترین گناه منی ...

از تو ،

به خدا هم پناه نمی برم !

 

رضا کاظمی

دروغ دیواری است ...

 

دروغ دیواری است ...

که هر صبح آجرهایش را می چینی ،

بنای بی سواد من ...

در را فراموش کرده ای .

 

گروس عبدالملکیان

تنها تصویر توست ...

 

فرقی نمی کند ...

لنز دوربین بر روی چه تنظیم باشد ،

تنها تصویر توست ...

که در چشم من ،

قاب می‌شود .

در سرم که می پیچی ...

 

پاییز ...

هوای توست ،

در سرم که می پیچی ...

برگریزان شعرهایم شروع می شود .

 

زهرا طراوتی

و هنوز ...

 

دیروز ...

عبور تو در کوچه ها وزید ،

و هنوز ...

دهان پنجره ها باز مانده است .

 

ابوالفضل پاشا

چقدر باید ببوسمت ...

 

چقدر باید ببوسمت ...

تا کتابِ این همه گریه بسته شود ،

تا هق هق این همه... تمام ؟

 

سید علی صالحی

به زیبایی ات ادامه بده

 

به حرف‌های مردم کاری نداشته باش ...

به زیبایی ات ادامه بده ،

میان خیال‌های شبانه‌ام .

 

کامران رسول زاده

می شود صدایت را ...

 

می شود صدایت را ...

همیشه در خواب من ،

جا بگذاری ؟

 

عباس معروفی

شاید تو ...

 

تازگی­ ها باد که می­ آید ...

پنجره­ ها را نمی ­بندم  ،

می­ گویم شاید تو ...

در مسیر ملایم باد نشسته باشی .

مگر می شود ...

 

مگر می شود ...

خاطره باشد ،

و تو نباشی ؟

 

سید محمد مرکبیان

پیچک نگاهم ...

پیچک نگاهم ...

دزدانه تا پشت پنجره‌ی اتاق تو ،

بالا آمده ...

به کجا خیره شده‌ای ؟

باران که بگیرد ...

تمام پنجره پر از پیچک خواهد بود.

 

کیکاووس یاکیده

مدت هاست ...

مدت هاست ...

که رختخواب ها ،

دل سپرده اند ...

به حکایت های بالشی که ،

آن شب زیر سر گذاشتی .

 

هوشنگ رئوف

دیشب خواب روسریت را دیدم ...

 

انگشت هایم ...

لابلای موهایت جا مانده اند ،

دیشب خواب روسریت را دیدم ...

چشم هایم را نگاه کن .

 

داریوش ملک پور