چنان ابری بر دلم می‌بارد ...

 

چنان ابری بر دلم می‌بارد ...

که باران را ،

گریه می‌کنم .

 

احمدرضا احمدی

بگذار هر چه از دست می‌رود برود ...

 

بگذار هر چه از دست می‌رود برود ...

آنچه را می‌خواهم که به التماس نیالوده باشد ،

هرچه باشد ...

حتی زندگی .

 

ارنستو چه گوارا

ای غم ، تو که هستی ز کجا می‌آیی ؟

 

ای غم ، تو که هستی ز کجا می‌آیی ؟

هردم به هوای دل ما می‌آیی ...

باز آی و قدم به روی چشمم بگذار ،

چون اشک به چشمم آشنا می‌آیی !

 

قیصر امین پور

گفته بودم فراموشی زمان می‌خواهد ...

گفته بودم فراموشی زمان می‌خواهد ...

اشتباه بود ،

فراموشی زمان نمی‌خواهد ...

فراموشی دل می‌خواهد ،

که آن هم پیش تو ماند .

 

 اُزدمیر آصف

دست برگ را در دست باد ...

 

دست برگ را در دست باد ...

دست ساحل را در دست آب می‌بینم ،

و دست‌هایم در جیب ...

به تو فکر می‌کنم .

 

عليرضا روشن

آزادی ...

 

آزادی ...

تعبیر موهای توست ،

در دست باد .

 

کیوان مهرگان

تا کی مسخره ی خواب ها شوم !؟

 

تا کی مسخره ی خواب ها شوم !؟

مدام به آمدنت ...

دلخوشم می کنند !

این منم ...

 

این منم ...

که گم شده‌ام ،

یا تویی ...

که پیدا نمی‌شوی ؟

 

عباس معروفی

ای کاش درختی باشم ...

ای کاش درختی باشم ...

تا همه تنهایان ،

از من پنجره ای سازند ...

و تماشا کنند در من ،

کاهش دل تنگی شان را .

 

سلمان هراتی 

به این لبخند می زنم ...

 

به این لبخند می زنم ...

که هر ناخنی ،

دست مهربانی هم ...

همراهش هست .

نیست ؟

 

عباس معروفی

با فنجانی چای هم می توان مست شد ...

 

با فنجانی چای هم می توان مست شد ...

اگر اویی که باید باشد ،

باشد .

 

حسین پناهی

در این شهر دلتنگ ...

 

در این شهر دلتنگ ...

بازوان تو ،

میدان تحریر بغض های من است .

 

صبا کاظمیان

شعر سپید می خواند ...

 

شعر سپید می خواند ...

برای زمین ،

زمستان .

 

صبا کاظمیان

هر شب ...

هر شب ...

ابرهای سیاه را ،

از پیشانی ام کنار می زدی ...

من تا صبح ،

برای پنجره های عبوس شهر ...

خواب بهار می دیدم .

 

صبا کاظمیان

خنده های تو ...

خنده های تو ...

انار تَرَک خورده ی سرخی است ،

که از دیوار باغ ، پا به کوچه گذاشته ...

و من ... - رهگذری سر گردان - ،

چشمم  که به دانه های انار  می افتد ...

دست دراز می کنم ،

بر روی پنجه ی پا اناری می چینم ...

زیر خُنَکای سایه ات شاعر می شوم .

 

ف الف ض لام

لبخند های تو

این شعر ها ، ترجمه ی لبخند های توست ...

وزنی اگر شکست ،

مشکل ز شاعر است ...

لبخند های تو ،

موزون ترین آهنگ ِ هستی است !

 

ف الف ض لام