با رفتن اش ...
با رفتن اش ...
مرا هم برد ،
از یادش .
سید محمد آیت اللهی
با رفتن اش ...
مرا هم برد ،
از یادش .
سید محمد آیت اللهی
سینه ام را که بشکافی ...
قلبی نخواهی یافت ،
این جا فقط ...
نام تو می تپد .
دانیال رحمانیان
ماه گرفتگی یعنی ...
پنهان شدن تو ،
پشت پنجره .
سید محمد سلامی پور
دم به دم ای کاش ...
راهی ات باشم ،
مقصدم باشی .
سید علی میر افضلی
نگاهت چه رنج عظیمی است ...
وقتی به یادم میآورد ،
که چه چیزهای فراوانی را ...
هنوز به تو نگفتهام
آنتوان دوسنت اگزوپری
تمام آرزوهای منی ...
کاش ،
یکی از ...
آرزوهای تو بودم .
حرف تو که می شود ...
پر می شوم از بغض ،
اما خالی از بودنت !
سید محمد آیت الهی
برکه از رود پرسید ...
چرا زلالی ؟
گفت : چون می گذرم .
بی گمان ...
چشمان تو بی تقصیر نیست ،
وقتی به یك نگاه ...
مرا شاعر كرده ای !
سید محمد آیت الهی
یادت را ...
پیوند می زنم به باغچه ی حواسم ،
گل های ذهنم ...
بوی تو را می دهند .
سید محمد آیت اللهی